لحظه ها رو با تو بودن در نگاه تو شکفتن بی تو اما سر سپردن بی تو و عشق تو بودن هیچ کسی رو دوست نداره
حس عشقو در تو دیدن مثل رویای تو خوابه
با تو رفتن با تو موندن مثل قصه تو رو خوندن
تا همیشه تو رو خواستن مثل تشنگیه آبه
اگه چشمات منو می خواست تو نگاه تو می مردم
اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم
اگه اسمم رو می خوندی دیگه از یاد نمی بردم
اگه با من تو می موندی همه دنیا رو می بردم
تو غبار جاده موندن بی تو خوب من ، محاله
بی تو حتی زنده بودن بی هدف نفس کشیدن
تا ابد تو رو ندیدنواسه من رنج و عذابه
اگه چشمات منو می خواست تو نگاه تو می مردم
اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم
اگه اسمم رو می خوندی دیگه از یاد نمی بردم
اگه با من تو می موندی همه دنیا رو می بردم
توی آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست
روی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست
توی قلب من عزیزم هیچ کسی جایی نداره
دل عاشقم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره
هیچ کسی رو دوست نداره
...
برچسبـها :
|
mostafa |