شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست منو حالا نوازش کن همین حالا که تب دارم اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کاره سختی نیست بدون مرز با من باش اگر چه دیگه وقتی نیست نبینم این دَم رفتن تو چشمات غصه میشینه همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خستم کنارت اونقدر ارومم که از کنارت اونقدر ارومم که از مرگ هم نمی ترسم تنم سرده ولی انگار تو دستای تو اتیش خودت پلکامو می بندی و این قصــ تموم میـشـ منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست
برچسبـها :
چهارشنبه 04 تیر 1393 ساعت 01:14 توسط doniaye2nafare:
ارسال نظر(0)
|
mostafa |